|
|
|
|
|
با درود فراوان حتما این نوشته که تارنمایش را در زی آورده ام بخوانید و نظراتان را در آنجا برای نویسینده اش بنویسید . کارکرد مرکز صدا و سیمای استان لرستان www.khormoa.persianblog.com همچنین می توانید درانجا فهرستی بسیاری از روزنویسها و پایگاههای لرها و لرشناسی را بیابید. شاد زییوید و سربلند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 خرداد1384ساعت 11:52 توسط سپندارمذ خرم آبادی (سپنته آرمئیتی )
|
|
||
|
|
|
|
|
با درودی دوباره به همگی شما دوستان گرامی آنچنان که به یاد دارید در گفتارهای پیشین ، پژوهشی به نام گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان پی گرفته بودیم ، اینک در دنباله بخش سوم از آن زنجیره را پیشکش پیشگاه شما سروران ارجمند خواهیم نمود . گورستانها و آیینهای سوگواری در لرستان (2-2) مء جر [ Mejar ](بنای یادبود) و سنگء قوئر ] Sange Qor [ ) = سنگ قبر ) های لرستان (2 ) سنگ های به نرمی شعر و پایداری خاطره . آنچنان كه پیشترنیز گفته شد بيشتر نگارهاري بر روي اين سنگ گورها برگرفته از طبيعت و زندگي روزمره هستند . نگاره هاي مانند بزكوهي ، اسب ، كوه ، رود ، خورشيد ، صحنه هاي كوچ ، شكارگاه ، آيينهاي سوگواري ، افراد حاضر در آيين سوگواري ، نوازندگان محلي ، مراسم عروسي ، دار قالی ، آیینه و ... اما آيا اين نگاره ها داراي معني و مفهومي هستند و بر اساس اصولي در كنار هم چيده مي شوند و يا تنها براي آراستن و زيبا كردن سنگ گور به كار مي رفته اند و هيچگونه درون مايه اي نداشته اند ؟ و چنانچه اين نگاره ها داراي مفهومي هستند . اين مفهوم و يا مفاهيم چيستند و از كجا تاثير پذيرفته و سرچشمه مي گيرند ؟ پرسش و پژوهشی بود که به آینده ( نوشتار کنونی ) افتاد و اين چيزي است كه ما در دنباله همين جستار به آن خواهيم پرداخت . شیوه و شرایط زندگی پیشینیان ( نسبت به زندگی امروزی ) دنیای پر رمز و راز و بسیار عمیق را برای آنها ساخته بود . و این محیط زندگی و شر ایط زیستی به ایشان دیدی عمیق و کنجکاو داده بود ، دیدی که از بالا و بسیار کلی و فراگیر می دید . بگونه ای که ایشان برای هر گونه رفتار و رخدادی که شاهد ان بودند یک تفسیر و تاویل ویژه داشتند . و بیشتر به کنه مطالب و رویدادها و گفتار و ... می اندیشیدند و می نگریستند . ایشان چون ( مانند زندگیهای امروزی ) هر آن با حجم انبوه اطلاعات ( از هر نوع علمی ، هنر و ... ) تازه و نوین روبرو نبودند .دچار سطحی نگری و ظاهر بینی های رایج امروز نبودند و بیشتر به باطن می نگریستند .و به هرچیز با دیدی غیب بین و عمقی و ورایاب می نگریستند . و با دریافت اطلاعاتی ورودی بسیار اندکی که از پیرامون خود می گرفتند دریافتها وتفسیرهای فراوانی را بدست می دادند . این شیوه زندگی مرز میان دنیای ملموس و واقعی ، و دنیای غیر ملموس و انتزاعی را بسیار کم رنگ کرده بود . بگونه ای که شاید بتوان گفت برای ایشان بین این دو دنیا تفاوتی نبود .حتی شاهد آنیم که این عمیق نگریستن به دنیای پس از مرگ انسان و جهان آخرت نیز تسری پیدا می کند . لذا شاهد آنیم که برای ایشان مقوله های مانند هنر ، دین ، زندگی ، فرهنگ ، زبان ، صنعت و ... در هم می آمیزند . بدانگونه که می توانیم در جای جای زندگیشان هنر و کاربرد آن را ببینیم . فرهنگ و آداب و رسوم را گوشه گوشه سخن گفتن و هنرشان ببینیم ، ابزار و مایحتاج شان همان اندازه که صنعتی ساخته می شوند یک اثرهنری نیز هستند و .... پس بدیهی است که چنین مردمانی با چنین شیوه زندگی و دیدی به زندگی از کنار هیچ چیز سطحی و بی تفاوت نمی گذشته اند . و برای هر رفتارو کاری قوانین و دلایل و شیوه های کاملا تعریف شده داشته اند . و سنگ گورها هم به عنوان گوشه ای از زندگی و محیط اطراف شامل این قوانین می شده . بنابراین ، نگارهای سنگ گورهای منقوش ، با هدف نمایاندن مسایلی و بر اساس قوانین و اصولی کنار هم قرار می گرفته اند و کاملا دارای مفهوم ویژه خود بوده اند . و به هیچ وجه ، با هدف تزیین و زیبا سازی به کار برده نمی شوند . اما این مفاهیم و اصولی که بر روی نگارهای سنگ گورها تاثیر می گذارند . چیستند و از کجا سرچشمه می گیرند ؟ شاید اگر بخواهیم کوتاه و بدون شرح و بسط بگوییم بهترین پاسخ انست که " از زندگی انسانها " همانگونه که می بینید ، پاسخ این پرسش در عین کوتاهی بسیار سخت تر و فراگیرتر از پاسخ پرسش پیشین است . چه در این پاسخ سوای دید هنری و سبک حجاریها می توان ردپای ادبیات ، دین ، آیینها ، زندگی روزمره ، رویدادهای زندگی ، پیشه و شغل متوفی ، مراسم خاکسپاری ، اندیشه بازماندگان و دیگر مردم نسبت به شخص درگذشته ، مقام اجتماعی او و بسیاری چیزهای دیگر را دید و برداشت کرد . و ما بهتر از واژه " زندگی " واژه دیگری نیافتیم که تمامی هرآنچه که در بالا برشمردیم و آنچه را که نام نبردیم در خود جای دهد و پوشش دهد . برای روشنتر شدن موضوع ما فهرست وار و بسیار کوتاه به بیان چندی از تاثیرگذارترین عواملی که با این نقشها ارتباط دارند می پردازیم . پیش از بررسی بایسته یادآوریست که ممکن است این عوامل گاهی همه با هم و گاه به تنهای بر نقوش سنگ گورهای نگاره ای تاثیر گذارند : 1-همخوانی و همانندی شگفت انگیز میان اشعار (بویژه تک بیتی های رایج در مویه ها ) لری با این نقوش . تا بدان پایه که به جرات می توان گفت هر یک از نقوش حجاری شده بر روی هر یک از سنگ گورها تجسم و تصویری از یک یا چند واژه از یک یا چند شعر می باشند و بلعکس . برای نمونه ارتباط برخی از ابیات تاثیر گذار مویه را با تجسم و تصویر آنها بر روی سنگ گورهای منقوش را بررسی می کنیم : مویه لری : زین و بلگت بیلم یا بفروشم Zin o balget beilem yA baferoshem بی مش برگ عزا هف سال بپوشم Beamesh barge azA haf sAl baposhem برگردان فارسی : (خطاب به درگذشته) زین و برگ و یراق سوارکاریت را پس از خودت نگهداری کنم یا آنها را بفروشم ؟ و با پولشان رخت و لباس سیاه خریداری نمایم و هفت سال آنها را بپوشم و برایت عزا داری کنم ؟ مویه لکی : یه نیله کییه ها وه کولی زینه وه Ya nila kiya hA va koly zina va تفنگ قطاره ها وه خی نه وه Tefang qetAra hA va khinava برگردان به فارسی : این اسب نیل زین کرده بی سوار از آن کیست که تفنگ و قطار فشنگ ، خون آلودش نیز بر آن است که یاد آور نقوشی همچون کتل (kotal)* ، صحنه های سوارکاری ، شکار و نبرد ، کلیه مراسم پرسه ، سوگواری بازماندگان (بویژه همسر و خواهران و مادر) فرد درگذشته بر روی سنگ گورها می باشد . مویه لری 1 : سر کشیم وو دیوه خوو** بووه مه دی یم Sar kashim vo divekho boua me di yem چی افتآوه کره کمر زونی بری یم Chi aftAve kere kamar zoni bori yem برگردان به فارسی 1 به دیوان خانه و مهمانخانه سرکشی کردم ، پدرم را همچون آفتابی که در مغرب غروب می کند نا توان و رنجور و تیرخورده دیدم ، زانوانم سست شد و بر زمین افتادم مویه لری 2 : افتآوه لوه بونی هی حا به شینه aftAve lua boni he hA bashina قصه حه رر که خوو ارو می حا به میره Qusa hareka khoaro mihA bamira برگردان فارسی 2 : آن آفتاب که لبه بام بود بر آن است تا از دیدگان پنهان شود آنکه غم خوار و یاور خواهرانش بود در حال مرگ است . مویه لکی : چی هو ور آزآ حیز که چی مونگ له هوآ Chi houvar Avar hiz ka chi moung la havA دآخ وه دل بین ، ارآ خآک وه مئ وآ dAkh va del bin , arA khAk va mavA برگردان به فارسی همچون خورشیدی تندرست و نیرومند برخیز و ماه آسمان شو داغ تو در دل ما نشست ، چرا در زیر خاک خانه گزیدی؟ این دو قطعه شعر ، یاد آور نقش خورشید (نماینده فرد درگذشته می باشد) در حال غروب هستند. که در بیشتر این گونه سنگ گورها به چشم می آید . مویه لری : قه لونی پر به کم دء آو بآرو Qaluni por bakem de Ave bAru ده مآ ده م چآق می کم سی ده س برآرو Da mA dam chAq mikem si das berAro برگردان فارسی: قلیانی را با آب باران پر خواهم کرد ودم به دم آن را برای دوستان چاق و افروخته خواهم کرد که نقش قلیان و چائی و دیگر وسایل پذیرایی رایج در مراسم سوگواری بر روی سنگ گورها در ذهن متبادر می کند . مویه لری : اسپی کوو کش مات منه دو ده دنگ برنو Espi ku kesh mAt mana do danhge bernu کوگ و کل قل میزنن ده مینه او کوو Kog ou kal qol mizenan de mineh o ku برگردان به فارسی : در سپید کوه دیگر صدای تفنگ به گوش نمی رسد در آن کوه کبک و بزکوهی بسیار فراوان شده اند مویه لکی : بورن بلگی بپوشن چوین دآوآر Bouren balgi beposhen chuin dAvAr دومآ براهم کی بچینه شکار domA bera ham ki bechina shekAr برگردان به فارسی : بیایید تا رختی به سیاهی به رنگ چادرها بپوشیم پس از مرگ برادرم چه کسی همچو او می تواند به شکار برود ؟ که یاد آور نقوش صحنه های شکار ، فرد درگذشته بر روی سنگ گورها می باشد . نکته جالب اینکه حک کردن نقوشی مانند کبک و بزکوهی به تعداد زیاد شاید به گونه ای تصور و تجسم بیت دوم اشعار بالا باشد . که پس ازمرگ شکارچی با چنان ماهرتی ، دوباره شکارها (کبک و بز کوهی و .. ) را می توان به وفور در کوهها دید . 2- حوادث و رخدادهای مهم زندگی فرد درگذشته حوادثی همچون سفرهای زیارتی ، ازدواج ، تولد ، جنگها ، مرگ ، کسب افتخارات و ... که می توان آنها را به وفور در میان این سنگ گورها دید . 3- هنرها ، مهارتها ، افتخارات ، مقام و منزلت ، ویژگیها فرد درگذشته نقوشی همچون قلم ( نشانه اهل علم و دانش) ، مهر و تسبیح ( نشانه دینداری و احیانا تشرف به سفری زیارتی ) ، دار قالی ( برای زنان قالی باف ) ، تفنگ و اسلحه ( جنگ آوران . شکارچیان ) ، آیینه - شانه دو سویه (برای زنان) ، قیچی – نخ وسوزن ( برای زنان دوزنده) ، شانه یک طرفه ( برای مردان ) ، شخصی سوار بر اسب ( سوارکار ماهر ) ، جمعی از سوارکاران که اندازه یکی از آنها بزرگتر از دیگران است (سرکرده ، فرمانده ، بزرگ قوم و.. ) ، سواری که کسی دهنه اسب او را در دست دارد و یا سواری که که چند تن پیاده کنار او ایستاده اند ، و یا کسی که بر سر او چترو سایبانی قرار دارد (کسی صاحب مکنت و مقام ) ، ظروف واسباب و سامان خانه (برای افراد متمول و دارای جاه و حشمت ، و یا زنان کدبانو ) ، چکش ( آهنگران ، صنعت گران ) ، داس ( کشاورزان ) و ... 4- اطلاعاتی در مورد خانواده فرد در گذشته تعداد پسران (به تفکیک ازدواج کرده و مجرد ) ، تعداد دختران (به تفکیک ازدواج کرده و مجرد ) و ... " سنگ گورهای تندیسی " جستار پسینی است که به آن خواهیم پرداخت شاد زییود و سربلند هماره روزگاران خرم و آباد بادا برنزستان تندرست و در پناه یزدان پاک بادا ایرانی و ایران پرست * کتل (kotal ) : اسب متوفی که سیاه پوش شده و البسه و تفنگ و برخی دیگر از وسایل متوفی را بر آن می گذارند . ** دیوه خوو (diveh kho) : دیوان خانه ، مهمانخانه ، بیرونی ، اطاق و یا بخشی از خانه و یا سیاه چادری اندکی دور تر از محل سکونت خانواده برای پذیرای از میهمانان بویژه میهمانان مرد و غریبه ها |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 خرداد1384ساعت 11:46 توسط سپندارمذ خرم آبادی (سپنته آرمئیتی )
|
|
||