تبليغاتX
لــر لیـنـک 2
دسته به وه دسم تا که افتو بزنه
سه شنبه 21 تير1384 ساعت: 10:58 توسط:ابراهيم
پس از نظرخواهي از چند نفر از وبلاگ نويسان بر آن شديم زمان و مكان گردهمايي نشريات اينترنتي و وبلاگ نويسان لر بدين صورت باشد:

زمان: پنج شنبه 6مرداد 1384 ساعت 18 تا 20 عصر

مكان: نمايشگاه نرم افزار دورود- هنرستان الزهرا -غرفه نشريات اينترنتي و وبلاگها( غرفه لور)

طبق برنامه نمايشگاه اسكان رايگان مهمانان شهرستاني به ويژه سروران استانهاي ديگر در خانه معلم صورت خواهد پذيرفت، همچنين وبلاگ نويسان و مديران سايتها در مهماني شام در دفتر نشريه اينترنتي لور شركت خواهند كرد.

تلفن تماس جهت هماهنگي با دفتر نشريه:0665-4229104
تلفن تماس جهت هماهنگي با دبيرخانه نمايشگاه: 0665-4225255
وب سایت:http://loor.ir
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 تیر1384ساعت 18:10  توسط سپندارمذ خرم آبادی (سپنته آرمئیتی )   | 

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است.

نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.

"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!

براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است.
اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.


آدینه 10 / 4 / 84 جشن تیرگان بود و چه آسان چنین جشنی را از دست دادیم !!!!!!!!!!

شاد زییوید و تندرست و سربلند هماره روز گاران
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 تیر1384ساعت 14:21  توسط سپندارمذ خرم آبادی (سپنته آرمئیتی )   | 

پيرو نوشته‌هاي پيشين درباره پيوستگي هماننديها و نزديكي زبان لري و زبانهاي باستاني ايران اينبارنيز پيرامون يكي از نامهاي كهن و پركاربرد در لرستان سخن خواهيم گفت .





اشه ( اشه بانو ) ، اشي ( اشي بانو )



كه در لرستان نامي است براي دختران و به آرش : روشن ، نوراني ، پاك ، روشن گر ، روشن پندار ، روشن روان ، روشني درون ، روشن چهر ، زيبا رو ، راستگو ، وفا دار





اشا : در اوستا پاكي و راستي است . ( دانشنامه مزديسنا** دكتر جهانگير اوشيدري ، ص 113)



اشو : پاك و مقدس از ريشه اشا مي باشد . اين واژه در زند و پازند به معني بهشتي در برابر دوزخي مي باشد . كه واژگان اشو رئوچه : كسي كه فروغ و روشنايي ( اشا ) و راستي با اوست ، اشون ، اشونت ، اشه‌وهيشته برگرفته از آن هستند . ( دانشنامه مزديسنا** دكتر جهانگير اوشيدري ، ص111)



اشه : (= اشا ) به معني راستي و جزئ اصلي نام امشاسپند ارديبهشت (در اوستا اشه وهيشته ) . معني اشه را در گزارشهاي گاهان در هند و اروپا و ايران ، راستي ، حق ، حقيقت ، دادگري ، سامان ، آفاق ، قانون ابدي آفرينش ، نظم و ترتيب كامل ، سامان مقرر مزدايي و تعبيرهاي ديگري از اين دست نوشته اند . با اين حال هنوز كسي حرف آخر را نزده و نتوانسته تعريف جامع و مانعي از اين اصل و اصطلاح گاهاني بدست دهد ....(اوستا – گزارش و پژوهش جليل دوستخواه – ص 919 )



اشي : گاهي اسم مجرد است به معني توانگري و بخشايش و بركت و نعمت و مزد و پاداش و بهره و گاهي هم اسم خاص ايزدي است كه نگهبان ثروت و دارائي به عهده اوست . ( دانشنامه مزديسنا** دكتر جهانگير اوشيدري ، ص 114 – ذيل اشي ونگوهي )



اشي ونگوهي : يا اشيش ونگوهي همان ايزد ارد و ارت است . ونگهو صفت است و به معني نيك و خوب . لغت وه يا به فارسي از اين ماده است . : گاهي اسم مجرد است به معني توانگري و بخشايش و بركت و نعمت و مزد و پاداش و بهره و گاهي هم اسم خاص ايزدي است كه نگهبان ثروت و دارائي به عهده اوست .... ( دانشنامه مزديسنا** دكتر جهانگير اوشيدري ، ص 114 – ذيل اشي ونگوهي )





اين نامي كه در لري بكار برده مي شود( اشي ) . شايد همان دگرگون شده واژه اشو در اوستايي باشد . چه در لري بسياري از « واوها » به « يا » دگرگون مي شوند . براي نمونه :



لري

فارسي

رديف

كيچه

كوچه

1

اردي

اردو

2

دير

دور

3

پيل

پول

4

خين

خون

5

شيي

شوي ( شوهر كردن دختران)

6



و بسياري واژگان ديگر .

نا گفته نماند كه اشي نام ، خداي مادر در فرهنگ كاسيتها بوده است .

آنكه اشي امروزه لري يادگاري از « اشا يا اشو» اوستايي باشد و يا همان خداي مادر كاسيتها باز يادآور فرهنگ و شهرنشيني كهن لران و ايراني بودند ايشان مي باشد .

و اين بار دگر گوشزد مي كند كه :

بر همه استادان پژوهش و سروران ايران پرست و ايراني دوست بايسته است تا پاسخ پرسشهاي بزرگ تاريخ را در ميان اقوام ايراني و گوشه كنار ايران زمين و در ميان فرهنگ هماره زنده و پويايي آن جستجو كنند چه گر چشم بگشاييم و بر توده مردم نگر افكنيم مي توانيم بسياري ناديدنيها را كه تا امروز به از ديد ما پوشيده بوده در برابر ديدگان خويش ببينيم .

و همچنين برادران و خواهران لر نيز كهترانه خواستارم تا ريشه هاي خود را در خاك زير پاي خويش بجويند نه در ميان انبوه گفته هاي پريشان نويسندگان ناراستگو و كژانديش بيگانه چه بسيار از اين نوشته ها با پندار جدايي افكني و به هبيراه بردن ما ايرانيان نوشته شده است .



همچنين نوشته‌اي پيرامون پيوند زبان لري ، سانسكريت و اوستايي در دست فراهم آوردن دارم كه پس از اين نوشتار و در آينده نزديك به پيشگاه سروران گرامي پيشكش مي شود .



پاينده بادا و جاويدان ايران

خرم و آباد بادا برنزستان

زنده و پاينده بادا ايران پرست و ايراني





با بهره گيري و ياري از :



1- اوستا** گزارش و پژوهش سرور جليل دوستخواه **چاپ سوم 1375**مرواريد

2- دانشنامه مزديسنا** دكتر جهانگير اوشيدري **1371**مركز

3- فرهنگ لري ** سرور حميد ايزد پناه **1381**اساطير

4- بدانيم و سربلند باشيم فشرده اي از آموزه هاي زرتشت**دكتر منوچهرمنوچهرپور**1377**فروهره

5- قوم لر ** سرور دكتر سكندر امان ا.. بهاروند **چاپ دوم پاييز 74 ** آگاه

6- آثار باستاني و تاريخي لرستان جلد نخست ** سرور حميد ايزد پناه **چاپ نخست 1376**انجمن آثار و مفاخر فرهنگي

7- فرهنگ مردم لرستان ** سعيد شادابي **1377** افلاك
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 تیر1384ساعت 23:53  توسط سپندارمذ خرم آبادی (سپنته آرمئیتی )   | 

عليرضا حبيبي باشت - عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور گچساران

چكيده :

منطقة باشت و بابويي قسمت وسيعي را در جنوب استان كهگيلويه و بويراحمد به خود اختصاص داده و در حدود 19 درصد وسعت استان را شامل مي شود. مركز ايل باشت و بابويي، شهر باشت است كه پيشينة آن به دورة هخامنشيان مي رسد. مردم باشت از تبار آريايي ها هستند و سكنة بابويي به نقل تاريخ نگاران و آگاهان به علم انساب, چه شفاهي و چه غير شفاهي از تيرة اعراب باوي خوزستان مي باشند كه به اين ناحيه مهاجرت كرده اند.

گويش لري به طور عموم و لهجة باشتي كه مورد بحث ماست، از گروه زبان هاي ايراني جنوب غربي است و از لحاظ ساخت دستوري و واژگاني با فارسي نو پيوند نزديك دارد. اين لهجه 25 صامت و 6 مصوت ساده و 2 مصوت مركب دارد و الگو و ساختمان هجايي آن CV(C(C)) است.C نشانة صامت و V نشانة مصوت است.

الگوي هجايي در اين لهجه با الگوي هجايي فارسي تفاوتي ندارد, تا آن‌جا كه اغلب زبان شناسان از اين گويش و لهجه با نام فارسي شكسته ياد مي كنند، ولي با اين حال وجه تمايزاتي وجود دارد كه در فارسي رسمي امروز وجود ندارد، ولي در فارسي ميانه يا باستان ريشه و ماده هاي آن ديده مي شود. از آنجاكه خود، گويشور اين گويش و لهجه مي باشم تلاش كرده ام تا در طول ده سال پژوهش و جستار در اين خصوص, كاري علمي, نوين و ارزشمند به جامعة دانشگاهي و عمومي ارائه دهم.

لري گويشي است كه مردم سه استان چهار محال و بختياري , لرستان و كهگيلويه و بويراحمد و مناطق مختلفي از استان فارس, بوشهر, كرمان و خوزستان بدان تكلم مي كنند. سياحان و پژوهشگران اروپايي در فاصلة قرن هاي 18-20 ميلادي از مناطق لرنشين ديدن كردند و نظرات كوتاه, غير مستند و گاهي اعجاب برانگيزي دربارة آنها و حتي پيشينه و گويش آنها و خاستگاه آنها ابراز داشته اند. به دليل آن كه كاري مدون دربارة اين منطقه و گويش آنها صورت نگرفته بود، ديگران نيز به اين آثار و نوشته ها استناد مي كردند و اين خطا را انتشار مي دادند. بدون ترديد خطاي « همو » كه از مشرق شناسان مي باشد، دربارة لوليان و لرهاي ايران كاملاً بيراهه و اشتباه است و آن به خاطر شيوة نگارش و بيان « لولي » يا « لوري » با واژة « لر » بوده و ديگري ناآشنايي با فرهنگ و تاريخ اين گروه و گويش آنها است. اْ.مان (O.Mann) آلماني, لريمر (Lorimer) انگليسي و اْرانسكي (Oranski) روسي از جمله پژوهشگراني هستند كه دربارة گويش لرهاي ايران تحقيق كرده اند.

ساختار واژه در اين لهجه، همانند فارسي رسمي است، با اين تفاوت كه برخي پيشوندها, پسوندها و ميان وندهاي واژه ساز در فارسي فعال است، ولي در اين لهجه به علت اينكه نيازي به واژة جديد نيست، غيرفعال مانده است. ساختمان قاموسي واژه بر چهار گونه است : ساده ، اشتقاقي، مركب و نام آوا. ساخت واژگان به صورت نام آوا, بيشتر از گونه هاي ديگر است كه اغلب قراردادي است؛ ولي اكثر آنها نظام مند و طبق نوعي دستور زبان است كه منشعب از فارسي است و من نام آن را دستور گويش هاي فارسي مي گذارم.

براي نمونه : مله (Malah)، يعني آب تني كردن در آب هاي آزاد, كه از نام آب عميق در نقطه اي از رودخانه يا جايي كه در اصطلاح محلي به آن برم (Barm) مي گويند, ساخته شده است. مله = مل اَو (Mal – aow) - مل آب، يعني جايي كه آب فــراوان جمع شده است و يا « بكلو » كه نام گياهي است كه ريشة آن زير آب و گلبرگ هاي آن روي آب است. بكلو (Bakalu) ، يعني بركة آب.

ساختمان افعال در گويش لري, لهجة باشتي تابع دستور زبان فارسي است، اما كاربرد و بيان آنها تابع دستور خاص گويش است. مواردي هم ديده مي شود كه با فارسي رسمي امروز تعارض دارد، اما در واقع تابع دستور فارسي ميانه يا باستان است.

ربرد قواعد و نشانه هاي دستوري در اين لهجه نيز مانند فارسي است. براي نمونه نشانة جمع در فارسي « ها » و « ان » است، ولي با رعايت همان موازين در اين لهجه « يل » و « ل » طبق زمان و نوع خاصي كاربرد بياني و واژگاني است. براي نمونه در واژه هايي كه پايان آنها به « ه » ختم مي شود، « يُل » آورده مي شود. حونه يُل (Huna – Yal) يعني خانه ها. كاربرد افعال واداري كه امروزه در فارسي رسمي كاربردي ندارد, در اين لهجه مستعمل است. ساخت دستوري در اين گويش نشان دهندة آن است كه دقيقا از فارسي مياني ساساني كه خود دنبالة فارسي باستان مي باشد، منشعب شده است.

برگرفته شده از

www.loronlaine.persianblog.com
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 تیر1384ساعت 23:6  توسط سپندارمذ خرم آبادی (سپنته آرمئیتی )   |